اللهم عجل لولیک الفرج

 

************جملاتی زیبا************
 
زیارتنامه‌ خاصه‌ی صدام!
نظرات () | ادامه مطلب...

جمعی از شاعران، طنزپردازان و زیارتنامه‌سرایان ایرانی نیز تهیه متن زیارت‌نامه مرقد صدام در تکریت را بر عهده گرفتند.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش«شیعه نیوز» به نقل از شیعه انلاین، امید مهدی نژاد در فیس بوکش نوشت: یک شرکت سیاحتی ـ زیارتی اردنی پس از جلب موافقت مقامات مربوطه از دو سال پیش اقدام به ساخت ضریح برای قبر صدام کرده است. لذا جمعی از شاعران، طنزپردازان و زیارتنامه‌سرایان ایرانی نیز تهیه متن زیارت‌نامه مرقد صدام در تکریت را بر عهده گرفتند. توجه شما را به این زیارت‌نامه جلب می‌کنیم:
از در وارد می‌شوی، پشت خود را به ضریح می‌کنی و چنین می‌گویی:
السلامُ علی القابیلِ القاتلِ أخیه،
... السلامُ علی النرونِ خصمِ الله و خصمِ‌ الناس،
السلامُ علی الآتیلا الجانی بالفطره،
السلامُ علی التموچینِ شرّ الخلق فی زمانه و کل الأزمنه،
السلامُ علی الهیتلرِ و الجرجیلِ و الاستالینِ،
السلامُ علی کلُّ رؤساءِ الجمهورِ الامریکیه، سیّما الجرج البوشِ الاول و الثانی،
السلامُ علی القاتلینَ و الجانیینَ و الدیکتاتورینَ و المتنجّسینَ کلّهم و نقمهم ‌الله و دَرَکاتُه.
و السلامُ علیک، أیها الملعونُ المدبورُ القاتلُ المقتول.
أشهدُ أنّک قتلتَ الناسَ کثیراً بغیرِ دلیلٍ و قطعتَ لسانَهم علانیهً و سراً.
خَسِرَ و خَذُلَ من اتّبَعَک، لأنک ماشی بالرأسِ الی الدَرَکِ الأسفل و ینتظرُ مقعدُک الچوبَ النیم‌سوزِ و ینتظرُ حَلقُکَ الحیّهُ الزبانیه.
و أشهدُ أنّک بابُ الشیطانِ الاکبرِ و المأخوذُ عنه.
فَاشهدْ لى بهذهِ الشهادهِ لأکونَ من اللاعنینَ و الفاحشینَ و التافّین [التافّ: تُف‌کننده] بمرقدک المنحوسه.
الفلانُ علیکَ و على روحِکَ الذلیلِ و على جِسمکَ الکثیفِ.
نَطلُبُ بهذهِ الزیارهِ خُذلانَک و إدبارَک یا خافِنُ [خافن: اسم فاعل از ریشه خَفَن] یا لاجِنُ [لاجن: اسم فاعل از ریشه لجن] یا غابِن.
اللهم إنّی أسالک‌ أَن‌ ضربتَ هذا المیّت بأنواع المجازاتِ الممکنه و تَختَمتَه بالخلود فی‌ الّلَجنِ و النار.
لاحولَ و لا قوه إلّا بالله‌، أَللهمّ استجبْ لنا و تقبّلْهُ‌ بکرَمک و برحمتک و عافیتک‌.
آن‌گاه پشت به ضریح می‌کنی و بیرون می‌آیی.


»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : یکشنبه 7 اسفند 1390
زمان : 01:23 ب.ظ
چطور می فهمی که در سال 2011 هستی؟
نظرات () | ادامه مطلب...

 
1. یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت 3 نفر بیشتر نیستن ولی 5 خط موبایل دارن

2. واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه پشت میز بغل دستی تو نشسته

3. رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه

4.ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک و
 
چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

5. هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره
 
6. وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی
 
 که موبایلت رو برداری. بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی

8. صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9. الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی
 
10. اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
 
11. الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه
 
12. و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش
 
 توجه نکردی.

13 .دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی. خوب! من شوخی کردم ولی نشون میده که
 
 تو ، انسان عصر 2011، به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی!


»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : یکشنبه 17 مهر 1390
زمان : 08:36 ب.ظ
انشای یک بچه دبستانی درباره عزدواج...!!!!
نظرات () | ادامه مطلب...

هر وقت من یک کار خوب می کنم مامانم به من می گوید بزرگ که شدی برایت یک

زن خوب!!! می گیرم.

تا به حال من پنج تا کار خوب کرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است !!!

حتمن ناسرادین شاه خیلی کارهای خوب می کرده که مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من معتقدم که اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود!! ، چون بابایمان همیشه می گوید مشکلات انسان را آدم می کند.!

در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.

از لهاز فکری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فکر ندارد که به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.

در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند که کارشان به تلاغ کشیده شده و چه بسیار آدم های کوچکی که نکشیده شده. مهم اشق است !

اگر اشق باشد دیگر کسی از شوهرش سکه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا کلی سکه جم کرده ام و می خواهم همان اول قلکم را بشکنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.

مهریه و شیر بلال هیچ کس را خوشبخت نمی کند. همین خرج های ازافی باعث می شود که زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی کم بوده که نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق کرده ایم که بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمکی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می کند!

اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یک زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یک خانه درختی درست کردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شکست.. از آن موقه خاله با من قهر است.

قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می کند بعد آشتی می کند ولی اگر دعوا کند بعد کتک کاری میکند!
 
برگرفته از تبیان


»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : یکشنبه 17 مهر 1390
زمان : 05:40 ب.ظ
ایا میدانید برای ایرانی ها هم طنز ساخته اند
نظرات () | ادامه مطلب...

در شهری در آمریكا، آرایشگری زندگی می كرد كه سالها بچه دار نمی شد. او نذر كرد كه اگر بچه دار شود، تا یك ماه سر همه مشتریان را به رایگان اصلاح كند. بالاخره خدا خواست و او بچه دار شد!

روز اول یك شیرینی فروش وارد مغازه شد. پس از پایان كار، هنگامی كه قناد خواست پول بدهد، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك جعبه بزرگ شیرینی و یك كارت تبریك و تشكر از طرف قناد دم در بود.

روز دوم یك گل فروش به او مراجعه كرد و هنگامی كه خواست حساب كند، آرایشگر ماجرا را به او گفت. فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، یك دسته گل بزرگ و یك كارت تبریك و تشكر از طرف گل فروش دم در بود.

روز سوم یك مهندس ایرانی به او مراجعه كرد. در پایان آرایشگر ماجرا را به او گفت و از گرفتن پول امتناع كرد.

حدس بزنید فردای آن روز وقتی آرایشگر خواست مغازه اش را باز كند، با چه نظره ای روبرو شد؟
فكركنید. شما هم یك ایرانی هستید.
.
.
.
چهل تا ایرانی، همه سوار بر آخرین مدل ماشین، دم در سلمانی صف كشیده بودند و غر می زدند كه پس این مردك چرا مغازه اش را باز نمی كند.


»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : شنبه 16 مهر 1390
زمان : 07:54 ب.ظ
اصطلاحات جالب و خواندنی پشت کامیونی : طنز ایران
نظرات () | ادامه مطلب...

لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

منبع:ایران طنز



»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : شنبه 16 مهر 1390
زمان : 06:35 ب.ظ
چین چین
نظرات () | ادامه مطلب...

سعید بیابانکی 
زشت است اینکه گیره سر از چین بیاوریم

کبریت های بی خطر از چین بیاوریم

آورده ایم هرچه شما فکر می کنید

چیزی نمانده شعر تر از چین بیاوریم

هرچند توی کشور ایران زیاد هست

ما می رویم گورخر از چین بیاوریم

آورده ایم ما نمک از ساحل غنا

پس واجب است نیشکر از چین بیاوریم

هی نیش می زنند و عسل هم نمی دهند

زنبورهای کارگر از چین بیاوریم

حالا که خشکلان همه رقاص گشته اند

صد واجب است شاه فنر از چین بیاوریم

خشکیده است پس بدهینش به روسیه

دریای خشکل خزر از چین بیاوریم

تا اینکه جمعیت دو برابر شود سریع

باید که دختر و پسر از چین بیاوریم

حالا که نیست کار بزان پای کوفتن

ما می رویم گاو نر از چین بیاوریم

یک روز اگر که مردم ایران غنی شوند

باید گدا و دربه در از چین بیاوریم

گویند سرّ عشق نگویید و نشنوید

ما می رویم لال و کر از چین بیاوریم



»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1389
زمان : 04:30 ب.ظ
شعر معروف مشیری با ادبیات 2010 (جالب) بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
نظرات () | ادامه مطلب...

مهتاب

هیچ فکر کردین که اگر زنده یاد آقا فریدون خان مشیری می خواست اون شعرمعروف و محبوب « بی تو مهتاب شبی....» رو امروزه بگه، چطوری می گفت؟

بی تو On line شبی باز از آن Room گذشتم

همه تن چشم شدم، دنبال ID ی تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از Case وجودم

شدم آن User دیوانه که بودم

وسط صفحه Room ، Desktop یاد تو درخشید

Ding صد پنجره پیچید

شکلکی زرد بخندید

آیکون خنده

یادم آمد که شبی با هم از آن Chat بگذشتیم

Room گشودیم و در آن PM دلخواسته گشتیم

لحظه ای بی خط و پیغام نشستیم

تو و Yahoo و Ding و دنگ

همه دلداده به یک Talk بد آهنگ

Windows و Hard و Mother Board

آریا دست برآورده به Keyboard

تو همه راز جهان ریخته در طرز سلامت

من به دنبال معنای کلامت

یادم آمد که به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این Room نظر کن

Chat آئینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به Email ی نگران است

باش فردا که PM ات با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این Log Out ،Room کن

طنز، آیکن، اسمایلز

باز گفتم حذر از Chat ندانم

ترک Chat کردن هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که Email ام به تمنای تو پر زد

مثل Spam تو Inbox تو نشستم

تو Delet کردی ولی من نرمیدم نه گسستم

باز گفتم که تو یک Hacker و من User مستم

تا به دام تو درافتم Room ها رو گشتم و گشتم

تو مرا Hack بنمودی . نرمیدم . نگسستم

طنز، آیکن، اسمایلز

Room ی از پایه فرو ریخت

Hacker ی Ignor تلخی زد و بگریخت

Hard بر مهر تو خندید

PC از عشق تو هنگید

..........

رفت در ظلمت شب آن شب و شب های دگرهم

نگرفتی دگر از User آزرده خبر هم

نکنی دگر از آن Room گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن Room گذشتم


بخش امور کاربران سایت تبیان - ارسالی soosol 2009

 



» ادامه مطلب
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : پنجشنبه 30 دی 1389
زمان : 01:09 ب.ظ
روزگار عجیب و غریب (شعر طنز)
نظرات () | ادامه مطلب...

سعید بیابانکی

 

چه روزگار عجیب و غریب و باحالی است

هر آنچه را که نظر می کنم غنی شده است

ببین که کشک به یمن همین غنی سازی

نرفته داخل یخچال، بستنی شده است

قضای حاجت اگر می روید می بینید

که آفتابه پر از آب معدنی شده است

عروس خانه شوهر نرفته زاییده است

ببین که نی نی او گرم مخ زنی شده است

دو شاخ سر زده روی سرش پدر ژپتو

که نیمه شب پسرش آدم آهنی شده است

به همت خدمات فشار در مترو

زن غریبه تو را خواهر تنی شده است

به احترام مخاطب صدا و سیما هم

جان عمه ام اینقدر دیدنی شده است

دو صفحه نقد نوشته جوانکی ابله

خیال کرده شفیعی کدکنی شده است

دو بیت گفته و یک جفت سکه هم برده

نه بهمنی به گمانش برآهنی شده است

به یمن این همه صنعت کتابخانه شهر

کمی غنی شده تعویض روغنی شده است


 



» ادامه مطلب
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : جمعه 24 دی 1389
زمان : 12:28 ب.ظ
حافظ در قرن بیست و یکم (طنز)
نظرات () | ادامه مطلب...

                 حافظ

                                                        نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس

گفتم: سلام حافظ، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روی ؟ گفت: والله خود ندانم

گفتم: بگیر فالی گفتا: نمانده حالی

گفتم: چگونه ای؟ گفت: در بند بی خیالی

گفتم: که تازه تازه شعر و غزل چه داری؟

گفتا: که می سرایم شعر سپید باری

گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد

گفتم: رقیب، گفتا: کله پا شد

گفتم: کجاست لیلی؟ مشغول دلربایی؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایی

گفتم: بگو، زخالش، آن خال آتش افروز؟

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

گفتم: بگو، ز مویش گفتا که مش نموده

گفتم: بگو، ز یارش گفتا ولش نموده

گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطی تلویزیون به جایش

گفتم: بگو، ز ساقی حالا شده چه کاره؟

گفتا: شدست منشی در دفتر اداره

گفتم: بگو، ز زاهد آن رهنمای منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم: بگو، ز محمل یا از کجاوه یادی

گفتا: پژو، دوو، بنز یا گلف نوک مدادی

گفتم: که قاصدک کو آن باد صبح شرقی

گفتا: که جای خود را داده به فاکس برقی

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جای هدهد، دیش است و ماهواره

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟

گفتا: به پست داده، آورد یا نیاورد؟

گفتم: بگو، ز مشک آهوی دشت زنگی

گفتا: که ادکلن شد در شیشه های رنگی

گفتم: سراغ داری میخانه ای حسابی؟

گفتا: آنچه بود ار دم گشته چلوکبابی

گفتم: بیا دوتایی لب تر کنیم پنهان

گفتا: نمی هراسی از چوب پاسبانان؟

گفتم: شراب نابی تو دست و پا نداری؟

گفتا: که جاش دارم و افور با نگاری

گفتم: بلند بوده موی تو آن زمان ها

گفتا: به حبس بودم از ته زدند آنها

گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتی؟

گفتا: ندیده بودم هالو به این خرفتی!

شعر: سید محمدرضا عالی پیام



»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : جمعه 24 دی 1389
زمان : 09:12 ق.ظ
ایمیل لیلی به مجنون (جالب)
نظرات () | ادامه مطلب...

                                         گل سرخ، لیلی

گـلـه مـی كـرد زِ مـجـنـون لـیـلـی كـه شـده رابـطـه‌ مـان ایـمـیـلـی
حــیــف از آن رابـطـه انـسـانـی كـه چـنین شـد كـه خـودت می دانی
عـشــق وقـتـی بـشـود دات‌كـامی حـاصلـش نـیـسـت بـه جـز نـاكـامـی
نـازنـیـن خـورده مگـر گـرگ تورا؟ برده یا "دات‌كام" و"دات اُرگ" تورا؟
بــهــرت ایـمـیـل زدم پـیشـترك جـای "سابجكت" نـوشـتم بـه درك
بـه درك گـر دل مـن غمگین است بـه درك گـر غم مـن سنگین است
بـه درك رابـطـه گر خورده تَـرَك قـطـع آن هم بـه جـهـنـم، بـه درك
آن قـدر دلـخـور ازیـن ایـمـیـلـم كـه بـه ایـن رابـطـه هـم بـی ‌مـیـلم
مـرگ لـیـلی، نِت و مِت را ول كن هـمـه را جای "اوكِی" ، "كنسِل" كن
"اف"كـن كـامـپـیـوتـر را جـانـم  یـار مـن بـاش و بـبـیـن مـن  "آنم
اگـرت حـرفـی و پـیـغـامـی هسـت روی كـاغـذ بـنـویـس بــا دسـت
نــامـه یـك حـالـت دیـگـر دارد خـــط ِ تـو لـطـف ِ مـكـرر دارد
خسته از"فونت" و ز"فرمت" شده ام دلخور از گـردالـیِ @ شــده‌ام
كرد "ریـپـلی" بـه لـیـلـی مـجـنـون كه دلم هست ازین "سابجكت"خون
بـاشـه فـردا تـلـفـن خـواهـم كـرد هرچه گفتی كـه بكن خـواهم كـرد
زودتـر پـیـش تـو خـواهـم آمـد هی مـرتـب بـه تـو سر خـواهـم زد
راسـت گـفتـی تـو عـزیـزم لـیـلـی دیــگر از مــن نــرسـد ایـمـیـلی
نـامـه ‌ای پـسـت نـمـودم بـهـرت بـه امـیـدی كـه سـرآیـد قـهـرت 


»
مرتبط با : طنز
نویسنده : محسن
تاریخ : پنجشنبه 23 دی 1389
زمان : 06:05 ب.ظ
:: هشدار رئیس مجلس به وزیر ارشاد / به تذکرات آیت ‌الله وحید خراسانی توجه کنید
:: تمسخر مقدسات از کجا آغاز شد ؟ و نقش رسانه ها در این خصوص + تصاویر
:: بررسی حکم ارتداد شاهین نجفی در VOA
:: با توسل به پلیس آلمان؛شاهین نجفی به دنبال سوراخ موش
:: صلوات
:: آهنگ شیطانی،شاهین نجفی،موسیقی راز آلود
:: شکایت خواننده مرتد از مرجع عالیقدر جهان تشیع آیت الله صافی گلپایگانی به دادگاهی در آلمان
:: خاطره ای از آیت الله مرعشی نجفی (ره)
:: به بهانه سالروز رحلت شیخ عباس قمی'در تمام عمر، یکبار دروغ گفتم
:: گــــــــل نــــرگــــس
:: خاطره ای از آیت الله گلپایـگانی(ره)
:: خاطره ای از مرحوم علامه امینی (ره)
:: واکنش تند آیت الله شیرازی در پی برخی اظهار نظرهای کفر آمیز در خصوص تبرئه یزید و شمر
:: السلام علیک یا فاطمه الزهرا(س)
:: عشق یعنی این...
:: از سوی مجمع؛کتابی درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها) از یک نویسنده مسیحی منتشر شد
:: پیرمرد 70 ساله عراقی مسیر بغداد تا حرم امام رضا(علیه السلام) را پیاده طی كرد
:: آیت الله وحید خراسانی:مملكت اگر مملكت شیعه است روز سوم جمادی الثانی باید یكپارچه شیون باشد و باید آتشی در عزای حضرت صدیقه طاهره (س) برپا شود
:: تصاویر دیده نشده از شکست امریکا در طبس + 18
:: غائله ای جدید در شهر ولایتمدار اصفهان


 

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

*********************************
********************************* ********************************* ********************************* ********************************* *********************************
Blog Skin